31 mai 2013

خرداد تلخ

خواب می‌بینم در یک خانه‌ام کنار دریا. وقتی از پنجره طبقه بالا بیرون را نگاه می‌کنم. دیگر آب تا کمی پایین‌تر از پنجره رسیده. می‌روم روی شیروانی و آب را نگاه می‌کنم. ایستاده‌است آنجا و دارد مثل من آب را نگاه می‌کند. می‌پرم توی آب و کمی شنا می‌کنم. باز برگشته‌ام خانه.    میم عزیز رفته شهر من. شنبه برایم از توی مغازه عکس فرستاد و پرسید: این مانتو اندازه اش خوب است؟ رنگش چی؟ سبز خاکی؟ شلوار جینم چی؟ می‌توانم شلوار این قدر چسبان بپوشم؟ برایش نوشتم روسری‌ام را برایت می‌آورم. روسری سبز و سفید نخی‌ام را برایش بردم. رفتیم توی... [Lire la suite]
Posté par moquettepiquette à 10:38 - Commentaires [0] - Permalien [#]

29 mai 2013

خرداد

دخترک! نگرانتم. به سلامت
Posté par moquettepiquette à 08:26 - Commentaires [0] - Permalien [#]
27 mai 2013

خرداد

هفت دست کفش آهنین پاره کن، بعد اگر حرفی مانده بود می‌شنوم. من گفته بودم و من نشنیدم.    تای عزیزم وقتی از عشقش جدا شد، دوچرخه‌اش را برداشت. می‌خواست آن قدر دور برود تا دیگر جانی برایش نماند که به روزهای سرد فکر کند که به هم پشت می‌کردند و می‌خوابیدند. تای عزیز پایش درد گرفته بود و می‌گفت ساق پایش داشته عضله جدید در می‌آورده و دیگر نتوانسته بود و وسط راه برگشته بود خانه.   هفت دست پاره نشده برگشته بود خانه. عشق هنوز در خانه بود.   من چه کردم؟   در همه حوضهای رم و فلورانس و ونیز سکه انداختم و آرزو... [Lire la suite]
Posté par moquettepiquette à 08:52 - Commentaires [0] - Permalien [#]
19 mai 2013

اردیبهشت و ترس

ایستاده‌بودم پشت چراغ قرمز. چند روز پشت سر هم بود که داشتم می‌دوییدم. یک لحظه گفتم حواست هست که این همه تصمیم مهم را داری تنهایی در زندگیت می‌گیری؟ غرور کسری از ثانیه هم دوام نیاورد.انگار خستگی بر سرم آوار شد. فکر کردم کاش می‌شد بایستم و ندوم، حتی به اندازه یک روز، و فکر نکنم، حتی برای یک شب، و ساعت چهار صبح از خواب نپرم و از خودم  نپرسم که چه شد.   همه دیوارهای خانه هم نباید سفید باشد. در اولین فرصت دیوارهای آشپزخانه را قرمز خواهم کرد.    شب می‌خوابم و خواب می‌بینم که چگونه دارم در خانه درازمان در اکباتان راه... [Lire la suite]
Posté par moquettepiquette à 21:37 - Commentaires [0] - Permalien [#]
06 mai 2013

اردیبهشت

از همه جهان فقط حسرت کشف یک نفر در من مانده. تصویر پنجشنبه شب اول مهرماه تهران مرا هرگز رها نخواهد کرد و این سوال که چرا نماندم تولدت پیشاپیش مبارک
Posté par moquettepiquette à 23:27 - Commentaires [0] - Permalien [#]
03 mai 2013

اردیبهشت

یادم نره که خوشحالم، که یکی برام شله زرد درست کرده بود و حرفای جالب زدیم. یادم نره که یکی دیگه کوچکترین تماسش پر از محبته و حالم رو خوش کرد. یادم نره که دو دوست خوب دارن می یان نزدیک، یادم نره که بهار بود و حال من خوب. 
Posté par moquettepiquette à 23:37 - Commentaires [0] - Permalien [#]