08 décembre 2013

آذرماه - در مدح سیتالوپرام

داشتم در بیست و دو سالگی پایان نامه لیسانسم را تمام می‌کردم و اضطراب طاقتم را طاق کرده بود.رفته بودم پیش دکتر عمومی یکی از آشناها و برایش از حالم گفته بودم. او هم سوالهایی کرده بود مثل این‌که : زیاد پیش می‌آید که جایی دعوت باشی و نروی؟ می‌شود که مدام از اطرافیانت بدخلق‌تر باشی؟ می‌شود که از اضطراب خوابت نبرد؟ جواب همه سوالهایش مثبت بود. بعد برایم سیتالوپرام تجویز کرده بود با دوز بسیار کم. حال من از این رو به آن رو شده بود. بعد از پایان نامه قرصم را به تدریج قطع کرده بودم و رفته بودم برای یک ماهی پاریس با این فکر که همین سفر... [Lire la suite]
Posté par moquettepiquette à 18:56 - Commentaires [1] - Permalien [#]